![]() |
![]() |
|
|
وقتي آب باران را در دو دستانت قايق كردي من هم با دريا سفر كردم و آن زمان كه آب در دستانت نتوانست طاقت بياورد من نيز همراه قطره ها به آخر خط رسيدم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 8:42 توسط فریبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من فریبا هستم 27 ساله از نور دانشجو کامپیوتر وقتی دارید با من حرف می زنید باید مثل خودم بی هوا باشید و نیازی به مقدمه چینی نسیت . صداقت را دوست دارم . اهل دین و اسلام و خدای قرآن تقوا بهترین هدیه ای است که هیچ فقط در من خاموش نخواهد شد از کسانی که مجرب و با علم و مومن هستند همنشین و همصحبت خوهم شد (یک انسان نسبتا کامل) باران را دوست دارم چرا که در باران قطره ها را می بینم و زیر باران قدم می زنم اما بدون اینکه غربالشان کنم همانطور که زندگی می کنم در گلی همچون سرخ و نرگس شناور خواهم شد و صبر را معنا خواهم کرد . واقعا به راستی من اینطورم
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 مهر 1385 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|