![]() |
![]() |
|
|
اگر از زمزمه ها، از اگر از حرف کسان، اگر از تنگی چشم دیگران می ترسی من تو در تن خویش محو و گم خواهم کرد . من تو را تن خود ، در همه هستی خود به هر ذره ذرات وجودم که پر از خواهش است ، محو و گم خواهم کرد. تا تو از من باشی تو بیا ، تو بیا که اگر آمدنت دیر شود ،یا دیگر آمدنت قصه پوچی باشد،من تو را ای همه خوب تا دم مرگ نخواهم بخشید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 13:45 توسط فریبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من فریبا هستم 27 ساله از نور دانشجو کامپیوتر وقتی دارید با من حرف می زنید باید مثل خودم بی هوا باشید و نیازی به مقدمه چینی نسیت . صداقت را دوست دارم . اهل دین و اسلام و خدای قرآن تقوا بهترین هدیه ای است که هیچ فقط در من خاموش نخواهد شد از کسانی که مجرب و با علم و مومن هستند همنشین و همصحبت خوهم شد (یک انسان نسبتا کامل) باران را دوست دارم چرا که در باران قطره ها را می بینم و زیر باران قدم می زنم اما بدون اینکه غربالشان کنم همانطور که زندگی می کنم در گلی همچون سرخ و نرگس شناور خواهم شد و صبر را معنا خواهم کرد . واقعا به راستی من اینطورم
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 مهر 1385 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|